مثل عینی و صور دهری (بازخوانی دیدگاه میرداماد درباره مثل افلاطونی)

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استاد گروه فلسفه و منطق، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 استادیار گروه فلسفه و منطق، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
چکیده
از جمله طرفداران مثل افلاطونی میرداماد فیلسوف مطرح و صاحب مکتب است. وی می‌کوشد مثل افلاطونی را با مبانی فلسفی که خود پی ریزی کرده است یعنی حدوث دهری و قضای عینی همنوا کند. در این مقاله هدف این است که آموزه مثل افلاطونی در حکمت یمانی میرداماد بازخوانی شده، ببینیم این نظریه در کجای چارچوبه فکری وی جای می‌گیرد. مسأله حدوث نقش محوری در اندیشه فلسفی میرداماد دارد. تبیین حدوث دهری ابتکار اندیشه اوست که پس از کاوش در آراء فیلسوفان در مسأله حدوث مطرح میکند. میرداماد تصویری از جهان هستی دارد که شامل سه وعاء سرمد، دهر و زمان میشود. اشیاء مادی که در ظرف زمان تحقق دارند نسبت به مفارقات موجود در وعاء دهر، ثابتند. بنابراین امور مادی و زمان­مند به نحو ثبات در عالم دهر تحقق دارند و از این ره­گذر وجودشان نسبت به خداوند متعال ثابت است. این نحوه وجود پدیدههای مادی در عالم دهر قضای عینی را میسازد که یکی دیگر از ابتکارات فلسفی میرداماد است. از طرف دیگر میرداماد معتقد است حکمای قدیم یونان و از جمله افلاطون دیدگاههای فلسفی خود را به صورت رمزی بیان میکردهاند. پدیدههای مادی که در قدر و افق زمان، مادی هستند در وعاء دهر به نحو ثابت برای خداوند علیم حصول حضوری دارند و همین نحوه وقوع موجودات زمان­مند در ظرف دهر، مُثُل افلاطونی را تشکیل میدهد. به این ترتیب حکیم استرآباد راز مُثل افلاطونی را با نظریه ابتکاری حدوث دهری و نیز قضای عینی میگشاید.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Objective Ideas and Metatemporal Forms

نویسندگان English

Ali Fathi Telgerd 1
Mohammad Saeedi Mehr 2
Ramazan Ali Falah Rafie 3
1 PhD Stududent in Islamic Philosophy, Faculty of Humanities, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
2 Professor of Philosophy, Faculty of Humanities, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
3 Assistant Professor of Philosophy, Faculty of Humanities, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran
چکیده English

One of the key proponents of the Platonic Forms theory during the Islamic period was the distinguished philosopher Mir Damad. He sought to reconcile Platonic Forms with the philosophical foundations he developed, namely huduth dahri (metatemporal creation) and al-qada’ al-‘ayni (objective decree). This article revisits the concept of Platonic Forms within Mir Damad’s "Yamani Wisdom" and explores how this theory fits into his broader intellectual framework. Mir Damad envisioned a cosmos consisting of three realms: sarmad (perpetuity), dahr (eternity), and zaman (time). Material entities, which exist within the sphere of time, are immutable in relation to the immaterial entities residing in the realm of dahr. In this sense, material and temporal entities maintain a fixed existence within dahr, and their being remains constant in relation to God. This existence of material phenomena in dahr forms the basis for what Mir Damad refers to as the "objective decree" (al-qada’ al-‘ayni), another of his unique philosophical contributions. For Mir Damad, material phenomena—though material in the dimension of time—possess a presential, unchanging existence before God in the sphere of dahr. This mode of existence of temporal beings in dahr essentially mirrors the concept of Platonic Forms.

کلیدواژه‌ها English

Platonic Ideas
Mir Damad
Yamani Wisdom (al-Hikma al-Yamaniyya)
Metatemporal Creation (Huduth Dahri)
Objective Decree (Qada’ ‘Ayni)
ابن‌سینا(1387)، الإلهیات من کتاب الشفاء، تحقیق حسن زاده آملی، قم: بوستان کتاب.
ابن‌سینا(1387)، الإلهیات من کتاب الشفاء، تحقیق حسن زاده آملی، قم: بوستان کتاب.
ارسطو(1384)، متافیزیک، ترجمه‌ی دکتر شرف‌الدین خراسانی، تهران: انتشارات حکمت.
ارسطو(1384)، متافیزیک، ترجمه‌ی دکتر شرف‌الدین خراسانی، تهران: انتشارات حکمت.
اسماعیلی، محمد علی(1396)، «پژوهشی در تفسیر قضا و قدر و بداء در نظام فکری میرداماد»، نشریه معرفت، ش 234.
اسماعیلی، محمد علی(1396)، «پژوهشی در تفسیر قضا و قدر و بداء در نظام فکری میرداماد»، نشریه معرفت، ش 234.
افلاطون(1380)، دوره آثار افلاطون، ترجمه محمد حسن لطفی، چاپ سوم، تهران: خوارزمی.
افلاطون(1380)، دوره آثار افلاطون، ترجمه محمد حسن لطفی، چاپ سوم، تهران: خوارزمی.
افلوطین(1398)، اثولوجیا، با مقدمه و تصحیح: سید جلال الدین آشتیانی، تهران: موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه.
افلوطین(1398)، اثولوجیا، با مقدمه و تصحیح: سید جلال الدین آشتیانی، تهران: موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه.
دانش پژوه، محمد تقی(1349)، «فلسفه در چهار قرن اخیر»، مقالات و بررسیها، ش1.
دانش پژوه، محمد تقی(1349)، «فلسفه در چهار قرن اخیر»، مقالات و بررسیها، ش1.
سهروردی، شهاب‌الدین(1385)، مجموعه‌ی مصنفات، ج2، تصحیح هانری کربن، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی.
سهروردی، شهاب‌الدین(1385)، مجموعه‌ی مصنفات، ج2، تصحیح هانری کربن، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی.
طوسی، خواجه نصیرالدین(1386)، شرح الاشارات والتنبیهات، تحقیق: حسن حسن زاده آملی، قم: بوستان کتاب.
طوسی، خواجه نصیرالدین(1386)، شرح الاشارات والتنبیهات، تحقیق: حسن حسن زاده آملی، قم: بوستان کتاب.
فارابی(1956م)، الجمع بین رأیی الحکیمین، قدّم له وعلّق علیه: البیر نصری نادر، بیروت: دارالمشرق.
فارابی(1956م)، الجمع بین رأیی الحکیمین، قدّم له وعلّق علیه: البیر نصری نادر، بیروت: دارالمشرق.
لاهیجی،عبدالرزاق(1387)،شوارق الالهام فی شرح تجریدالکلام،ج3،تحقیق:اکبر اسد علی‌زاده،قم:موسسه امام صادق.
لاهیجی،عبدالرزاق(1387)،شوارق الالهام فی شرح تجریدالکلام،ج3،تحقیق:اکبر اسد علی‌زاده،قم:موسسه امام صادق.
موسوی مدرس بهبهانی، سید علی(1370)؛ حکیم استرآباد میرداماد، تهران: اطلاعات.
موسوی مدرس بهبهانی، سید علی(1370)؛ حکیم استرآباد میرداماد، تهران: اطلاعات.
ملاصدرا، صدرالدین محمد الشیرازی(1397)، الحکمه المتعالیه فی الأسفار الأربعه العقلیه، ج2، قم: طلیعه نور.
ملاصدرا، صدرالدین محمد الشیرازی(1397)، الحکمه المتعالیه فی الأسفار الأربعه العقلیه، ج2، قم: طلیعه نور.
میرداماد(1367)، القبسات، به اهتمام دکتر مهدی محقق، تهران: دانشگاه تهران.
میرداماد(1367)، القبسات، به اهتمام دکتر مهدی محقق، تهران: دانشگاه تهران.
میرداماد(1391)، الأفق المبین، حقّقه وقدّم له: حامد ناجی اصفهانی، تهران: میراث مکتوب.
میرداماد(1391)، الأفق المبین، حقّقه وقدّم له: حامد ناجی اصفهانی، تهران: میراث مکتوب.